|
|
|
|
|
باسلام خسته نباشید شماره های مرکز رضویه تغییر پیدا کردهچهار رقم اول ان که بود ۵۲۸۳ بود تغییر پیدا کرده وبه این صورت هست ۵۲۲۹شماره مرکز رضویه از ۵۲۲۹۰۰۰ شروع می شود شمار ه تلفن خود دفتر به این صورت در امده ۰۳۵۳۵۲۲۹۳۳۳ شماره فاکس ان هم ۰۳۵۳۵۲۲۹۲۰۰به این صورت هست اگر با مشکلی برخورد کردین تماس بگیرین |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:16 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
باسلا م طوفان شب۱۱ فروردین ماه نزدیک به ۲۰ میلیون تومان به روستای رضویه خسارت وارده کرده جاهای خسارت دیده از طوفان عبارتند از شبکه هوایی مخابرات چندین دیوار منازل را خراب کرده محصولات کشاورزی وباغی را کلا ازبین برده در ضمن سیلاب روز ۱۱ فروردین ماه راه اب و جویبارهای قنات وچشمه کاریز این روستا را پر کرده که از مسئولین شهر عشق اباد شهرستان طبس واستان ونماینده محترم وشهرستان جناب امیر عابدی واستاندار محبوب استان جناب اقای فلاح زاده تقاضای کمک ویژه را داریم درپایان جادارد از اقای بخشدار عشق اباد اقای محمدیان و فرمانداری طبس تشکر کنیم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:48 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:30 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.» «شجاعترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد» «بهترین کسبها آن است که مرد با دست خود کار کند.» «بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.» «لذت حسود از همه کس کمتر است.» «خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.» «ناتوانترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.» «پشیمانتر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.» «تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.» «صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.» «صدقه خشم خداوند را فرو مینشاند و از مرگ بد جلوگیری میکند.» «خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد میکند.» «نخستین چیزی که به حساب آن میرسند نماز است.» «از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.» «از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.» «استغفار وسیله محو گناهان است.» «دروغ روزی را کاهش میدهد.» «با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.» «پرخوری دل را سخت میکند.» «سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.» «کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام میدهی.» «به یکدیگر هدیه بدهید تا رشته محبتتان استوار شود زیرا هدیه موجب افزایش محبت میگردد و کینه و کدورت را از میان میبرد.» «توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.» «گشادهرویی کینه را میبرد.» «بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنیها همراه است.» «صدقه گناه را از بین میبرد، چنانکه آب آتش را خاموش میکند.» «حیا ،مایه زینت است.» «تقوا ،مایه بزرگی است.» «بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:53 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امام مهدی (عج) : اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدایت می شوی ، و اگر طلب کنی می یابی . ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت . بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339
حضرت امام مهدی (عج) : و اما در پیشامدها و مسایل جدید به راویان حدیث ما مراجعه کنید ، زیرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم . و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا فإنهم حجتی علیکم و أنا حجة الله علیهم . بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 181 حضرت امام مهدی (عج) : اگر از خداوند ( صاحب عزت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد . إذا استغفرت الله ( عز و جل ) فالله یغفر لک . بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 329 حضرت امام مهدی (عج) : همانا خدایتعالی مردم را بیهوده نیافریده و بدون تکلیف و جزا رهایشان نکرده است . إن الله تعالی لم یخلق الخلق عبثا و لا أهملهم سدی . الغیبة للشیخ الطوسی ، ص 174
حضرت امام مهدی (عج) : هر یک از شما باید به آنچه که او را به محبت ما نزدیک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نیست و ما را خشمناک می سازد دوری جوید . فلیعمل کل امرء منکم بما یقرب له من محبتنا و یتجنب ما یدنیه من کراهتنا و سخطنا . الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324
حضرت امام مهدی (عج) : خداوندا ! وعده ای را که به من داده ای ، برآورده کن و امر قیام مرا تمام فرما . قدمهایم را ثابت بدار و در سایه قیام من ، جهان را پر از عدل و داد کن . أللهم أنجز لی وعدی و أتمم لی امری و ثبت وطأتی و املأ الأرض بی عدلا و قسطا بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 13
حضرت امام مهدی (عج) : شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نیز شهادت می دهند ، آن خدایی که به عدل و داد قیام می کند ، نیست خدایی جز او که مقتدر و حکیم می باشد ، و همانا دین نزد خدا اسلام است . أشهد أن لا اله الا هو و الملائکة و أولوا العلم قائما بالقسط ، لا اله الا هو العزیز الحکیم ، إن الدین عند الله الإسلام . بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 16
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 8:39 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 13:2 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
صادقانه جواب بدهید! پایین سوالات را نخوانید، تستتان خراب می شود! 1- به سمت خانه ی دوست پسر/دوست دخترتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زود به مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به دوست پسر/دوست دخترتان انتخاب می کنید؟ 2- در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟ 3- سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز میکند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟ 4- به سمت اتاق دوست پسر/دوست دخترتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟ 5- بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و دوست پسر/دوست دخترتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟ 6- حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را؟
و اما جواب ها..... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 11:1 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
تصاویرجالب خبرگزاریهای داخلی ازکنکور87
دخترم راحت باش خونه خاله اومدی اون سئوالها هم تست هوشه.
تک و تنها...نشین اینجا...دنیا اینجوری بد نمیمونه.
دیگران در حال کنکور دادن هستند این آقا خسته شده!مراقب حوزه دختران بودن چه حس و حالی داره؟
این خانم هم که فکر کنم گشت ارشاد بهش زیاد تذکر داده.اما متوجه اون بطری که محتوای اون رنگ مشکوکی داره تو کنکور نشدند.
خاک بر سرم من هیچکدوم رو بلد نیستم.چهارمین ساله بازهم...
پیک نیک در کنکور.لب کارون...
این دوستان هم از خواب زمستونی بیدار شدند تازه.
بهترین زمان برای خواب(همون زمستونی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 10:38 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق شیرین من در کویر خلوت دلم با لبانی تشنه راه دشواری را در پیش گرفتم می دانم که نیاز به جرعه آبی دارم تا خود را با آن سیراب نمایم در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو نگاهت برایم همچون رودخانه ایی است که هرگز درآن رکودی نیست می خواهم که مرا به حال خود وا مگذاری و مرا همیشه با خود همراه سازی بگذار تا از احساسات شیرینت لبریز شوم بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت دست یابم زلالی عشقت را از من مگیر، انشای چشمت را برایم بخوان تا با شنیدن آن سرشار از شادی شوم دریچه ی نگاهت را به روی من مبند مگذار تا نگاههای محبت آمیزت انتها یابد بگذار تا با دلی سیر به تماشایت نشینم و از عمق نگاهت سیراب شوم تو در پاسخ به عشقم همیشه سکوت را اختیار کردی و هرگز به خود اجازه ندادی که از لبانت شکوفه های عشق و محبت بیرون بیاید و بوی عطر خوش آنان مرا مدهوش کند ای رویای دیرینه ی من بگذار روییدن نرگس را در نگاهت ببینم بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زیر این باران زیبا خود را سیراب نمایم بگذار تا برگهای خسته ی پاییزان به رقص عاشقی در بیایند تو را قسم به مقدسات عالم که بگذار کویر دلت به دریا راهی یابد بگذار برایت همچون زلیخای یوسف باشم بگذار تا جاودانگی عشق را در خود ببینم بگذارتا صدف دریای دل من باشی که مروارید درونش برایم درخشش عشق زیبای تو را داشته باشد می خواهم در کنار تو به اوج ابرها برسم ای ستارگان آسمان همه بدانید و راز مرا همیشه با خود همراه سازید که من او را چگونه دوست داشتم ای آفتاب عالم تاب بدان که همچون تو همیشه سوزان و پر نور بودم اما هیچگاه ابر غرور و تکبر او نگذاشت تا انوار طلایی خود را بر او بگسترانم عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله کشید پس پذیرای آن باش و پرده ی بی مهری را بر روی آن مکش |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 12:3 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||
|
|
|
|
|
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگوئی داشتم....
خدا گفت: پس می خواهی با من گفتگو کنی؟ .....
گفتم: اگر وقت داشته باشید....؟
خدا لبخندزد.... وقت من ابدی است.....
چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی....؟
پرسیدم چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند .....؟
خدا پاسخ داد: اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند و عجله دارند که زودتر
بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند..... اینکه سلامت شان را صرف بدست
آوردن پول میکنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند ..... اینکه با نگرانی نسبت به
آینده زمان حال فراموششان می شود آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال....
اینکه چنان زندگی می کنند که گوئی هرگز نخواهند مرد وچنان میمیرند که گوئی هرگز زنده
نبوده اند.....
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت بودیم.....
بعد پرسیدم به عنوان خالق انسانها می خواهی آنها چه درسهائی از زندگی را یاد بگیرند....؟
و خداوند با لبخند پاسخ داد: یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست
داشتن خود کرد اما می توان محبوب دیگران شد..... یاد بگیرند که خوب نیست خود را
با دیگران مقایسه کنند.... یا بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارائی بیشتری دارد بلکه کسی
است که نیاز کمتری دارد..... یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانی زخمی عمیق در
دل کسانی که دوستشان داری ایجاد کنی و سالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم
التیام یابد..... با بخشیدن بخشش یاد بگیرند..... یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را
عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.....
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند....
یا بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود
را ببخشند....
و یاد بگیریم که من اینجا هستم..... همیشه.............. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 11:56 توسط علی اصغرکرمی اول
|
|
||